تقابل با بازی متروپل و قمر!؟

هر روزه شاهد مهاجرت تعداد زيادی از شهروندان سلدوز به شهرهای مجاور و پايتخت هستيم که با انگيزه کار و تحصيل و يا رفاه و استفاده از امکانات بيشتر صورت ميگيرد. طبيعتا سرازير شدن سرمايه ها و استعدادها و حتی سوگيری توليد سرمايه و فکر از بطن شهرستانها به سمت تهران، هيچ تناسبی با واژه عدالت، که قبل از آنکه شعار دولت احمدينژاد باشد، آرمان انقلاب اسلامی بود، ندارد. آيا جمهوری اسلامی در راستای تامين اهداف و آرمانهای انقلاب خواهد توانست با استعمار فرانو مقابله کند؟! آيا سردمدار اين حرکت احمدينژاد خواهد بود يا اينکه بايد منتظر ظهور دوباره جريان چپ پيرو خط امام باشيم؟ سلدوز قصد دارد در طی مقالات و مصاحبه هايی به بررسی و تحليل اين روند بپردازد طبيعتا نظرات و تحليلهای شما دوستان را هم با جان دل پذيرا خواهيم بود .......سلدوز

متروپل و قمر

دانيل لرنر يکي از طرفداران مکتب نوسازي کشورهاي جهان سوم، بر اين اعتقاد بود که براي رشد و توسعه کشورهاي جهان سوم بايد به ترويج و گسترش کلان شهرها همت گماشت و براي ايجاد تحرک اجتماعي جهت ايجاد همدلي و تلاش در بين مردم، بايد به تحرک جغرافيايي دامن زد و روستائيان را تشويق(يا مجبور) کرد تا به شهرها مهاجرت کنند و همينطور ساکنين شهرهاي کوچکتر به شهرهاي بزرگتر و پايتخت.

شاه تحت تاثير الگوي توسعة وابستگان مکتب نوسازي، در طي 6 برنامه توسعه اي که اجرا کرد به شدت به اين اصل پايبند بود. البته جايگزيني فرهنگ ليبرال مدرن با فرهنگ سنتي ديني و چند محور ديگر، جزو اصول ديگر برنامه شاه بودند که با وقوع انقلاب اجراي اين برنامه ها متوقف گرديد. ولي پس لرزه هاي اين برنامه ها بعد انقلاب هم ادامه يافت

فيلم "مسافران مهتاب" تراژدي اي غم انگيز از وضعيت روستانشيناني است که به دنبال لقمه ناني مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شده اند و به مشاغلي پَست در شهرهاي بزرگ تن داده اند.

تمرکز زياد امکانات اقتصادي در شهرهاي بزرگ خصوصا" تهران و انحصار تصميم گيريهاي کلان سياسي دولت و حرکتهاي فرهنگي اجتماعي سياسي غير دولتي در تهران، عواملي هستند که انگيزه مهاجرت را در دل ساکنين ساير نقاط کشور ايجاد ميکنند. تداوم روند ذکر شده به ايجاد شکاف فرهنگي اقتصادي سياسي اي منجر مي گردد که به ناهمگوني و تضادهاي اجتماعي و شکل گيري تحقيرهاي فرهنگي اجتماعي بيشتري مي انجامد که اين خود به تشديد نارضايتي هاي اجتماعي دامن ميزند.

منتقدان جهان سومي الگوي نوسازي معتقدند که اين الگو قبل از اينکه به تحرک اجتماعي بينجامد و در جهت رشد کشورهاي جهان سوم کارگر بيفتد، مدلي است جهت استعمار کشورهاي جهان سوم. بدين صورت که با در نظر گرفتن جهان به عنوان مجموعه اي از متروپل ها و قمرها که متروپل مرکزي جهان را کشورهاي توسعه يافته تشکيل ميدهند و ساير کشورها قمرهاي آنها به حساب مي آيند و مازاد توليد و همچنين جهتگيري توليد فکر و مهاجرت نخبگان قمرها به سمت متروپل اصلي تنظيم مي گردد.

همين شکل را در مناطق جهان و همچنين داخل کشورها مابين پايتخت و شهرهاي پيرامون و شهرهاي بزرگ، و شهرهاي کوچکتر و روستاها ميتوان مشاهده کرد که عملا" به فرار سرمايه و فکر و نيروي کار از قشر پايين دستي به قشر بالا دستي و در نهايت به کشورهاي توسعه يافته مي انجامد.

مهاجرت دانشجويان نخبه که چکيده نخبگان کشور هستند از شهرهای کوچک و روستاها به شهرهای بزرگتر و تهران و متعاقبا" به کشورهای صنعتی، مثال خوبي براي اين ادعا است.

مشخص است که اگر ما هيچ انگيزه استعماري اي را هم پشت سر اين روند ندانيم، همانطور که انديشمندان مکتب وابستگي ادعا مي کنند، بايد قبول کنيم که اين روند بسترساز شکل گيري نابرابريهاي اجتماعي خواهدبود.

طبيعي است دولتي که با شعار عدالتخواهي بر روي کار آمده، علاوه بر تکيه بر سلامت نفس مديران و نظارت جدي بر عملکرد آنها، بايد با چنين بسترهاي کلاني که خود بخود زاينده بي عدالتي هستند، مقابله بکند و جهت زدودن آن برنامه اي کارآمد تدوين بکند. کاري که بعد از انقلاب به شدت مورد غفلت واقع شده و عملا" محمل شکل گيري بسياري از بحرانها بوده است.

اعلام برنامه تشکيل جلسات دولت در استانها برخلاف تحليل برخی خبرگزاريها که آن را محدود به "ارزش گرايي" و "مردم مداري" کرده اند، علاوه بر آنکه نوعي نزديکي با مردم به حساب مي آيد، يک اقدام سمبليک خوب، جهت شکستن روند متروپلي شکل گرفته، است. هرچند که اين مقابله نياز به برنامه ريزي بلند مدت و علمي دارد و فراتر از عمر دولت احمدينژاد بايد بدان نگريست و قبل از آنکه وعده اي باشد که بايد تحقق بپذيرد اجبار سيستماتيکي اي است که تمام دولتهاي اصولگرا بايد بدان تن دهند

عزيز نجف پور  aziz_najafpour@yahoo.com

منبع: sharifnews.com

/ 6 نظر / 28 بازدید
American Enterprise Institute

ضرورت فدرالیسم برای ایران سخنرانی رحیم شهبازی در سمینار «ایران ناشناخته»: ما آذربایجانیهای ایران، هیچگونه دشمنی و خصومتی با قوم فارس یا هیچ قوم دیگری نداریم؛ بلکه مخالف سیاستهای شووینیستی و نژادپرستانه ای هستیم که طی هشتاد سال گذشته توسط دولتهای مختلف بر ملت ما تحمیل شده است. نمیتوان این واقعیت را انکار کرد که گروههای اپوزیسیون، با مخالفت با سیستم فدرالی - که بلافاصله پس از انقلاب سال 1979 توسط نخبگان، روشنفکران و گروههای سیاسی آذربایجانی، کرد و عرب پیشنهاد شده است- به طور غیرمستقیم دولت جمهوری اسلامی را تقویت میکنند. در عین حال، ناسیونالیستهای فارس، چپگرایان و اسلامگرایان از سیستم حکومتی متمرکز و ملی حمایت میکنند. این گروهها نه پایگاهی در بین مردم و نه قدرت براندازی حکومت ایران را دارند، بااین حال با مخالفت با سیستم فدرالی به حفظ و تقویت دولت ایران کمک میکنند.

عبدالله بهرامى

انس "ايران ناشناخته، مورد ديگرى براى فدراليسم" موجبى براى برانگيخته شدن احساسات شووينيستى و پان ايرانيستى -اقدام آقاى مايكل لدين از انستيتوى امريكن انترپرايز به برگزارى كنفرانسى با عنوان "ايران ناشناخته مورد ديگرى براى فدراليسم" موجبات برانگيخته شدن احساسات ارتجاعى، شووينيستى و پان ايرانيستى برخى از گروهها و سازمانهاى سياسى را از راست گرفته تا چپ بنياد گرا ـ فراهم آورد. اين جريانات با انتشار اطلاعيه‌هايى ضمن ابراز ناخرسندى شديدشان از اين اقدام انستيتوى امريكن انترپرايز و آقاى مايكل لدين، مخالفت شديد خود را نسبت به مطرح شدن مسأله‌ى ملل تحت ستم ايران و طرح فدراليزه كردن ايران نشان دادند.

دومان سولدوزي

سلام عاليه موافق ادامه بحثم

Amir

http://jokirany.bigestblog.com

مصطفی

من طرفدار احمدینژاد نیستم ولی فکر میکنم وظیفه ایشان و هر ریی جمهور دیگر این است که به حل این مشکل اقدام بکند

فرنوش

اينبارترك ستيزي ديگر بنام: خديراز آستين مانا نيستاني در ميايد!! در حاليكه هنوز زخم تحقير وتوهين حاصل از عوامل تجزيه طلب روزنامچه ايران جمعه تسكين نيافته كه در شماره479/هفتم خرداد /هفته نامه شوونيست اميد جوان /خدير نامي سرسپرده پان فارسيستهاي تجزيه طلب مقاله تحت عنوان ( كارتون دردسر ساز) زهري مهلك تر وموزيانه تر ازمانا نيستاني به بحران ترك ستيزي تزريق شده...اين درحاليست كه در طي سالها تحقير وتوهين برخي شوونيستهاي نفوذي در لايه هاي رسانه هاي دولتي نه اين هفته نامه ونه اين مزدور بي صفت (مهرداد خدير) حتي يك جمله اظهار تاسف يا همدردي وهمدلي درباب اعتراض براي تركها كه نصف جمعيت كشور را شامل ميشوندننوشته اند ..اكنون ملت غيور آذربايجان در سراسر كشور اين هفته نامچه را نيز كمتر از روزنامه ايران نمي بيند...لذا از مجمع نمايندگان مجلس ووزارت ارشاد وانجمنهاي مختلف ترك زبانان ايران ميخواهيم ضمن درخواست عذرخواهي رسمي عوامل تخطئه گر هفته نامه وبخصوص نويسنده مذكور راسا شكايت مردم را پيگيري ونسبت به توقيف اقدام نمايند.!