<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

بسمه تعالي

 

کشور ما ايران وضعيت نابساماني دارد. نبود انسجام معرفتي در بين نخبه­گان، شفاف نبودن چشم اندازهاي فرهنگي اجتماعي سياسي، عدم مديريت درست منابع و استعدادها و ناعدالتي اجتماعي و ... همه و همه بستر آماده اي براي هزل رفتن نيروها و خشک شدن گلهاي رشد و سازندگي آماده کرده است.

شهرستان نقده به عنوان شهري واقع در کشور ايران به مرکزيت تهران و در استان آذربايجان غربي، از اين مشکلات که بر شمرده شد، بي نصيب نمانده است. مشکلاتي که  گاها" خانمان سوز مي شود و اميدها را از هم ميگسلاند و رنجها که نمي افزايد.

شهرستان نقده، شهري است با فرهنگي بس غني که از اختلاط دو قوم کرد و ترک هم بهره فراواني برده است. استعدادهاي فرهنگي و اجتماعي اين شهر مثال زدني است. منابع طبيعي فراواني دارد و براي کشاورزي و مشاغل مربوط به آن زمينه مساعدي دارد. ولي ...ولي همانطور هم که در توصيف کشور به بعضي از مشکلات اشاره شد، سلدوزيها هم از اين مشکلات بي نصيب نمانده­اند و آشفتگيهاي فرهنگي اجتماعي و اقتصادي در اينجا هم بيداد ميکند و کسي نيست که اين فرصتها و استعدادها را قدر بداند و از هدر رفتن آنها ممانعت کند.

اندک توقفي بر بالاي قله سلطان يعقوب و نگريستن بر دشت پهناور سلدوز و دنبال کردن نسيم، آنوقت که بر گيسوان درختان و گندمزارها مي آويزد ، اين سوال را در ذهن هر انسان اهل دردي ايجاد ميکند که :

ü     مشکلات سلدوزنشينان کدامند و براي حل آنها چه   مي توان کرد؟

ü     هر کدام از ما در هر کسوت و مقام و قوميتي، جهت ايجاد محيطي مناسبتر براي رشد و سازندگي، چه مي توانيم بکنيم؟

ü     چرا روستاهاي شهرستان روز به روز مخروبه­تر مي­شوند؟

ü     چرا نهادهاي نخبه­پرور از قبيل آموزش و پرورش و حوزه­علميه و ميادين ورزشي و نهادهاي فرهنگي، بيلان کار مناسبي ندارند؟

ü     چرا درصد قبولي دانشگاه در بين دانش­آموزان شهرستان اينقدر کم است؟

ü     چرا دانشجويان ما اکثرا بعد از فارغ­التحصيلي، آواره شهرهاي بزرگتر ميشوند و اکثرا" دچار بحران هويت ميشوند؟

ü     در شهري که از در و ديوارش شميم عشق و عرفان به مشام مي­رسد، چرا اينقدر مشکلات روحي و خانوادگي و افسرده­گي جوانان و حتي فساد و ابتذال گسترش مي­يابد؟

ü     بسترهاي اشتغال در شهرستان کدامها هستند و سهم ما از آنها چقدر است؟

ü     به صنعت کشاورزي، به عنوان اصلي ترين بستر اقتصادي مردم چقدر اهتمام مي­شود و موانع ارادي و غير ارادي آن کدامند؟

ü     چگونه مي­توان به سمت عدالت قوميتي حرکت کرد و چگونه مي­توان جلوي اسراف و تبذير ثروتمندان را گرفت و آنها را به دردهاي جامعه پيوند زد؟

ü     چرا کارخانه قند نقده هنوز راه نيفتاده است و مسوول اختلاسهاي بي­امان در آنجا کيست؟

ü     چرا پول چغندرکاران سال قبل را چهارده ماه معطل کردند؟

ü      و و و ....

 

سايت سلدوز، صميمانه پاي حرفها، تحليلها و مقالات شما مي نشيند تا همراه شما دوستان به کنکاش در مورد اين مسائل بپردازد.

مطمئنا" حداقل کارکرد اين سايت، شناسايي هرچه بيشتر مشکلات و آشنا شدن دوستان با نگاه و تحليلهاي سايرين و ايجاد محيطي صميمي براي درد دلها خواهد بود.

ما را از نظرات خود محروم نسازيد.

متشکريم.

 

 

 

/ 8 نظر / 12 بازدید
fereshte

آفرين نمرديمو از شما هم حرکتی ديديم ؛ وقت کردم حتما در مورد نوشته های خوبت نظر ميدم؛ راستی از اونايی که امسال به قلعه بابک رفته بودن خبری داری؟ ما و چند تا از آشناهامون احضار و بازجويی شديم!!!!! آخه من موندم با اين وضع مملکت دلمونو به چی خوش کنيم!ايرانه ما که اينه!! وای به حاله سلدوز!!!!!!

maral

طالعيمه سن باخ؛ دوشونجه لريم ياساق؛ دويغولاريم ياساق؛ گچميشيمدن سوز آچماغيم ياساق؛ گله جگيمدن دانيشماغيم ياساق؛ آتا بابامين آدين چکمه گيم ياساق؛ آنامدان آد آپارماغيم ياساق؛ بيليرسن؟ آنادان دوغولاندا بله اوزوم بيلميه بيلميه؛ ديل آچیپ دانيشديغيم ديلده؛ دانيشماغيم دا ياساق ميش ياساق!!!

مصطفی

سلام من از طريق يکی از دوستان در شرکت با سايتتون آشنا شدم کار خيلی قشنگی است فقط سعی کنيد مطالب جدی ای مثل مطلب آخرتون رو زيادتر کنيد و خيلی مواظب باشيد که گير جريانهای فکری پانترک نيفتيد که در اينصورت مثل ما به بيراهه ميرويد ان شاالله مطالبم رو براتون ميفرستم ممنون

قادر

من خوب نمیشناسمتون ولی امیدوارم همانطور که از حرفهاتون فهمیدم بین ترکها و کردها فرق قائل نشوید. من شهرم را بر هر چیزی مقدم میدارم چون در صورت پیشرفت نقده است که کردها هم پیشرفت میکنند

پسر دور از وطن

با سلام خدمت همه جوانان بیدار و فهمیده خطه سلدوز. دوست عزیز پاسخ همه این سوالات پاسخ به این سوال است کهچرا ملت ما حق دخالت در سرنوشت ، انتخاب روش زندگی، ابراز عقیده، مخالفت و دهها حق مسلم دیگر هر انسان در قرن بیست و یکم را نداشته بجای آن از نعمتی بنام ولایت فقیه برخوردار است که خود را چوپان امت!! ومامور ارسال قاطبه ملت به بهشت و مالک روح و جان مردم میداند! خود رامتگزار ملت مینامد ولی به ملت حق سوال از خدمتگزار خود را نمیدهد و با این کشور چنان میکند که قوم مغول نکرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نویسنده مقاله

جناب آقای پسر دور از وطن! سلام يکی از مشکلات جدی جامعه ما سياست زدگی است که دردها و درمانها را وارونه جلوه ميدهد. من نميدانم اينکه مهندسين بومی و غير سياسی و حتی غير حزب اللهی کارخانه قند نقده کارشان را درست انجام نميدهند و حتی دزدی ميکنند و يا مدير فلان مدرسه در تربيت دانش آموزان اهمال ميکند و يا نمايندگان غير راستی مجلس٫ مردم را فراموش ميکنند و به فکر بگير و ببند های خود هستند و يا مردمی که حتی سر صف اتوبوس هم حق هم را رعايت نميکنند و ... چه ربطی به ولايت فقيه دارد؟ اتفاقا از لحاظ کارکردشناسی(نه معرفتشناسي٫ که بنده کاری با مشروعيت عقلانی و يا دينی ولايت فقيه ندارم)ولايت فقيه تنها مجموعه ای است که کارش را درست انجام داده و البته وظيفه اش را انجام داده! اميدوارم تحت سياست زدگی پايتخت و مشکلاتی که خاص آنهاست ما جوگير نشويم. با ابراز ارادت فراوان

wanted

با سلام خدمت همگی از جمله آقای نویسنده مقاله.به اعتقاد بنده نمیتوان به مسائل بصورت تک وجهی نگریست. مسائل در مقیاس کلان خواه ناخواه سیاسی میشوند. درشرایطی که سیاستگزاری کلان کشور مبتنی بر عدم پاسخگویی باشد نمیتوان از کامند یا مهندس انتظار وجدان کاری و پاسخگویی داشت.قضاوت در مورد وظیفه(بخوانید تکلیف!!!) و کیفیت انجام وظیفه ولایت فقیه را نیز به خوانندگان وا میکزاریم. با احترام.

نویسنده مقاله

با عرض سلام. یکی از خصوصیات جوامعی با فرهنگ استبدادی(نه سیاست و حکومت استبدادی، که فرهنگ خاص مردم است و در بین مردم بصورت خودجوش جریان دارد)این است که همه چیز را ناشی از بالا میدانند! هم اصلاح را و هم افساد را! و تلاش اصلی دولت خاتمی هم زدودن این نگاه و فرهنگ بود که متاسفانه در مملکت ما به شدت رواج دارد! با ابراز ارادت فراوان