يک توضيح: ايران برای همه ايرانيان!
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ بهمن ،۱۳۸٤  کلمات کلیدی:
به نقل از روزنامه شرق ۸/۱۱/۸۴
يادآورى
مجتبى راعى
۱- بزرگ ترين مزيت جشنواره فجر آن است كه هر سال يك بار تمامى نگاه ها را به سينماى ايران معطوف مى كند و نمى گذارد سينما از ياد كسانى كه در طول سال مشغله فراوانى دارند برود!
در كنار كسانى كه حساسيت فرهنگى دارند اهالى سياست هم اين امكان را پيدا مى كنند كه يك بار در سال به تماشاى ويترين سينماى ايران بنشينند و اين هميشه موجب برخوردهاى شيرين و گاه تلخ با سينماى ايران شده است و تلخى برخى برخوردها كم كم باعث شده كه اهالى سينما بيشتر به فكر حفظ اصلى سرمايه خود يعنى سينما باشند تا مسائل سياسى.
۲- بضاعت سينماى ايران سالى ۵۰ تا ۷۰ فيلم است كه سال ها است تكرار مى شود و همين فيلم هاى كاملاً قابل اعتناى آن، به تعداد انگشتان دست بوده است و به ياد داشته باشيم كه هاليوود براى ۱۰ تا ۲۰ فيلم قابل اعتناى خود سالى هزار فيلم و حتى بيشتر مى سازد.
بضاعت سينماى ايران براى بسيارى بسيار رشك برانگيز است براى اينكه مى دانند اين بضاعت را به آسانى نمى توانند به دست بياورند.
در ايران هم بيست سال جشنواره، بيست سال سينما و بيست سال تلاش عده اى از فرزندان اين ملت در تخصص هاى مختلف باعث اين بضاعت شده است و اين نيروى متخصص يك سرمايه ملى است.
۳- اخيراً شاهد هستيم كه رئيس جمهور و هيات دولت به استان هاى مختلف سفر كرده و مشكلات آنان را از نزديك بررسى مى كنند و با تخصيص بودجه هاى بزرگ اميد حل اين مشكلات را به وجود مى آورند.
آقاى رئيس جمهور! در ايران استانى است به نام فرهنگ كه با احتساب فارسى زبانان، بيش از كشورمان جمعيت دارد. مركز اين استان سينماست و جشنواره ويترين اين شهر است و به واسطه نبودن امكان نمايش ارتباط اين مركز استان با استان هاى نزديك قطع است و حيات اين شهر به همين ارتباط بستگى دارد چراكه وقتى فيلمى نمايش داده نمى شود گويى ساخته نشده است!
آقاى رئيس جمهور! اگر اين بنيه تخصصى سينمايى رشك برانگيز از بين برود يك خزان ملى اتفاق افتاده است. اهالى سينما قول انتخاباتى شما مبنى بر حمايت از سينما را به فال نيك مى گيرند و منتظر مى مانند شما هيات دولت را كه قطعاً به خاطر مشغله كارى فراوان به سينما نمى روند يك بار به مركز استان فرهنگ كشور بياوريد و بودجه اى را به بيش از ۷۰ ميليون جمعيت آن اختصاص بدهيد و تصميمى بزرگ و مهم براى امكان نمايش در اين استان ها در نظر بگيريد و رابطه اين مركز استان را با اهالى استان برقرار كنيد.
يادمان نرود ديگران با وسايل مختلف منجمله ماهواره هايشان به فكر اهالى اين استان هستند.
 
آذربایجان

متن ارسالی به روزنامه شرق:

بسمه تعالی

جناب آقای راعی سلام علیکم؛

"یادآوری" شما را در روزنامه شرق مورخه 8/11/84 دیدم و توضیح نکاتی چند را خالی از لطف ندانستم.

بنده به عنوان یکی از علاقمندان حوزه هنر به خصوص سینما، شما را از "تولد یک پروانه" میشناسم. فیلمی که توانست به راحتی از فیلتر اندیشه ام بگذارد و قدم به حوزه احساساتم بگذارد....

"تولد یک پروانه" به زعم من فیلمی بومی است که از کلیشه " تهران و حومه" خارج گشته و با شکستن عادات روزمرگی ای که گهگاه خیمه بر اندیشه و احساسات اهالی فرهنگ میزند، "ایران" را برای "همه ایرانیان" دیده است.البته پیام شما در "تولد یک پروانه"چیز دیگری است و بنده هم قصد آن را ندارم تا به گذشته ها بازگردم ولی دوست دارم پیامی را که خود، از فیلم سابقتان دریافت کرده ام را دیگر بار با شما در میان بگذارم و بر این اعتقادم که مخاطبان در مسیر درک پیام از یک اثر، فقط محدود به نظر صاحب اثر نیستند و و پیامهای دیگری را متاثر از ارتباط خود با ناخودآگاه صاحب اثر ، میتوانند دریابند.

"تولد یک پروانه" حرکتی است به سمت لایه های درونی فرهنگِ بدنه ای از جامعه ایران، یعنی دهکوره ای در آذربایجان که با عشق ها و نفرتها و زشتی و زیبایی و آداب و رسوم خاص خودش می­زید.

و از آنجا که ترجمان افکار و احساسات و و آداب بدنه ای از جامعه ایران است، پس بومی است و چون بومی است پس برای همه ایرانیان قابل درک است ....و مثل ده ها اثر فرهنگی ای نیست که معلوم نمیباشد از کدام اندیشه و ریشه، به کدام معضل و سختی و مشکلِ کدامین جامعه می­پردازند و از کدامین عشق و نفرت و زیبایی و زشتی حکایت دارند....

جناب آقای راعی!

از استانی سخن رانده­اید به نام "فرهنگ" که با " احتساب فارسی زبانان" "بیش از کشورمان جمعیت دارد" ... این توجه شما بسیار عالی است که میکوشید فرهنگ را در دایره مرزهای جغرافیایی و سیاسی محدود نکنید ولی بدین نکته اشاره نمیکنید که در این "استان فرهنگ" شما، ترک زبانان و کرد زبانان و عرب زبانان چه جایگاهی دارند؟ اگر بگویید که آنان عضو این استان نیستند، که مرقومه تان هم حکایت از همین معنا دارد، پس بروید "تولد"ِ "پروانه" تان را در جایی دیگر به نظاره بنشینید و اگر آنان را عضو این "استان فرهنگ" می­دانید پس من هم شما اهالی فرهنگ را دعوت می­کنم تا به جمعیت 50-60 درصدی غیر فارس زبان ایران هم سری بزنید و همانطور که رییس جمهور با تیشه " عدالت" بر ریشه مفهوم " تهران و حومه" میزند شما هم تیشه به ریشه مفهوم " ایران = فارس زبان" بزنید و دیگران را هم "دیگر" ندانید و در این "استان فرهنگ"تان جایشان بدهید.

البته بنده بر آن پندارم که رییس جمهور همانند شما اهالی فرهنگ، بیشتر به " فرهنگ" اهتمام دارد و باز فعلا" بر این باورم که عملکرد ایشان قبل از آنکه عدالت اقتصادی به بار بیاورد یک فعالیت فرهنگی جهت مبارزه با با بی عدالتی و تبعیض است...

بگذریم....بنده هم منتظر گذشت زمان هستم تا نتیجه فعالیتهای فرهنگی ایشان را، در اندیشه و نظر سیاستگذاران و برنامه ریزان کشور شاهد باشم.

جناب آقای راعی!

باور کنید ایران فقط مال فارس زبانان نیست و در آن عرب­ها، ترک­ها و کردها هم حضور دارند و چه بسا بیشتر از بعضی فارس زبانان به ایرانی بودن خود افتخار میکنند و آن هنگام که رشد و پیشرفت و موفقیت ایرانیان را میبینند اشک شوق بر چشمانشان می­نشیند ...

جناب آقای راعی!

پیشنهاد من این است که اگر به دنبال تعریف استانی به بزرگی فرهنگ ایرانیان هستید اعضای آن را نه فقط فارس زبانان بلکه همه زبانهای ایرانی تعریف کنید... پندار بنده این است که اگر اهالی آن استان " مسلمانان" باشند به قامت تعریف خالق"تولد یک پروانه" برازنده تر خواهد بود ... آن وقت می توانید نه تنها رییس جمهور ایران بلکه رییس جمهورهای همه مسلمانان را به این "استان فرهنگی" خود دعوت کنید.

به امید آن روز که فرهنگ ایران برای همه ایرانیان باشد.

 

با تشکر

عزیز نجف پور

Aziz_najafpour@yahoo.com