شاخصه هاي انتخاب سوم تير!
ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ تیر ،۱۳۸٤  کلمات کلیدی:
يادداشت: alef_meem@yahoo.com
کشور ما ايران وضعيت نابساماني دارد. نبود انسجام معرفتي در بين نخبه¬گان، عدم مديريت درست منابع و استعدادها و ناعدالتي اجتماعي، اقتصادي و ... همه و همه بستر آماده اي براي هزل رفتن نيروها و خشک شدن گلهاي رشد و سازندگي آماده کرده است.
شهرستان "نقده" به عنوان شهري واقع در کشور ايران به مرکزيت تهران و در استان آذربايجان غربي، از اين مشکلات که بر شمرده شد، بي نصيب نمانده است. مشکلاتي که گاهي خانمان سوز مي شود و اميدها را از هم مي¬گسلاند و رنجها که نمي¬افزايد.
شهرستان نقده، شهري است با فرهنگي بس غني که از اختلاط دو قوم کرد و ترک هم بهره فراواني برده است. استعدادهاي فرهنگي و اجتماعي اين شهر مثال زدني است. منابع طبيعي فراواني دارد و براي کشاورزي و مشاغل مربوط به آن زمينه مساعدي دارد. ولي ... ! ولي همانطور هم که در توصيف کشور به بعضي از مشکلات اشاره شد، سلدوزيها هم از اين مشکلات بي نصيب نمانده¬اند و آشفتگيهاي فرهنگي اجتماعي و اقتصادي در اينجا هم بيداد ميکند و کسي نيست که اين فرصتها و استعدادها را قدر بداند و از هدر رفتن آنها ممانعت کند.
تهرانيها به ساکنين استانهاي ديگر مي¬گويند "شهرستاني"، ساکنين مراکز استانها به ساکنين شهرهاي کوچکتر مي¬گويند "دهاتي" و اين "شهرستاني" بودن و "دهاتي" بودن در عرف جامعه يکي از فحشهاي بدي است که يک نفر مي تواند به نفر ديگر بدهد. به راستي علت شکل گيري اين فرهنگ تحقير چيست؟
چگونه مي شود که عده¬اي در ناز و تنعم و شوکت و افتخار و عده¬اي ديگر در فقر و بدبختي و تحقير مي¬زيند؟
آيا غير از آن است که مراکز فرهنگ¬ساز جامعه با ارزشمند کردن پول و ثروت زمينه را براي تحقير طبقه کم در آمد آماده مي¬کنند؟ اصلا" چرا عده¬اي کم درآمد هستند و مستضعف؟ و چرا عده¬اي پولشان از پارو بالا مي¬رود.؟آن چه فاکتوري است که محله "فرودآباد" را از محله" بهارستان" متمايز ميکند؟ آن چه عاملي است که درآمد يک کشاورز را در برابر درآمد يک تاجر فرش يا پسته، بسي ناچيز و اندک مي¬نمايد؟ اندک توقفي بر بالاي قله سلطان يعقوب و نگريستن بر دشت پهناور سلدوز و دنبال کردن نسيم، آنوقت که بر گيسوان درختان و گندمزارها مي آويزد ، اين سوال را در ذهن هر انسان اهل دردي ايجاد ميکند که :
* مشکلات سلدوزنشينان کدامند و براي حل آنها چه مي توان کرد؟
* هر کدام از ما در هر کسوت و مقام و قوميتي، جهت ايجاد محيطي مناسبتر براي رشد و سازندگي، چه مي توانيم بکنيم؟
* چرا روستاهاي شهرستان روز به روز مخروبه¬تر مي¬شوند؟
* چرا نهادهاي نخبه¬پرور از قبيل آموزش و پرورش و حوزه¬علميه و ميادين ورزشي و نهادهاي فرهنگي، بيلان کار مناسبي ندارند؟
* چرا درصد قبولي دانشگاه در بين دانش¬آموزان شهرستان نقده اينقدر کم است؟
* چرا دانشجويان ما اکثرا بعد از فارغ¬التحصيلي، آواره شهرهاي بزرگتر ميشوند و اکثرا" دچار بحران هويت مي گردند؟
* در شهري که از در و ديوارش شميم عشق و عرفان به مشام مي¬رسد، چرا اينقدر مشکلات روحي و خانوادگي و افسرد¬گي جوانان و حتي فساد و ابتذال گسترش مي¬يابد؟
* بسترهاي اشتغال در شهرستان کدامها هستند و سهم ما از آنها چقدر است؟
* به صنعت کشاورزي، به عنوان اصلي ترين بستر اقتصادي مردم چقدر اهتمام مي¬شود و موانع ارادي و غير ارادي آن کدامند؟
* چگونه مي¬توان به سمت عدالت قوميتي حرکت کرد و چگونه مي¬توان جلوي اسراف و تبذير ثروتمندان را گرفت و آنها را به دردهاي جامعه پيوند زد؟
* چرا پول چغندرکاران دوسال قبل را چهارده ماه معطل کردند؟
* چرا ارزش توليدات کشاورزي به نسبت ساير صنايع اينقدر کم است؟
چگونه مي توان بين پايتخت و شهرهاي کوچکتر عدالت ايجاد نمود؟ و ...
ظاهرا" جواب خيلي از اين سوالها به شدت با انتخابات پيش رو گره خورده است!