حفظ و احیای فرهنگهای متکثر ایرانی، اصلی ترین راهبرد فرهنگی انقلاب اسلامی در دنیا
ساعت ٢:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ خرداد ،۱۳٩٢  کلمات کلیدی: فرهنگهای ایرانی ، هویت ایرانی ، اقوام ایرانی

 حفظ و احیای فرهنگهای متکثر ایرانی، اصلی ترین راهبرد فرهنگی انقلاب اسلامی در دنیای مدرن است

عزیز نجف پور آقابیگلو

Aziz.najafpoor@gmail.com

 جامعه ایران همانند زربفت هزارپارچه ای است که در آن فرهنگهای متکثر قومی و محلی توسط تارهای مستحکم هویت ایرانی به هم پیوند یافته اند و فرهنگ ایرانی را شکل داده اند. به شکلی که هر پارچه آن قسمتی از "کلّ" فرهنگی اش را تشکیل می دهد و اگر یکی از این فرهنگها حذف شود هم ماهیت این "کلّ" تغییر خواهد کرد و دیگر نمی توان آن را "کلّ" نامید و هم هویت سایر فرهنگهای بومی دچار دگردیسی خواهد شد چرا که در یک "کلّ" خاصیت تک تک اجزا هم متحول می گردد.

مشترکات فرهنگهای متکثر ایرانی، اعم از اشتراکات جهانشناختی، دینی، رسوم و آداب و ... ، در کنار تجربه تاریخی مشترک از شادیها و غمها و امیدها و شکستها و رنجها و تلاشها همه و همه در طول تاریخ هویت ایرانی را سامان بخشیده است.

خصوصیاتی چون وحدت گرایی فلسفی، اعتقاد به دین اسلام و معنویت گرایی، عدالتخواهی و ظلم ستیزی، جمعگرایی فرهنگی و پیوستگی و محبت اجتماعی و ... عناصری عموما مشترک در فرهنگهای ایرانی هستند که همانند نخ تسبیحی کلیت هویت ایرانی را قوام داده اند.

از این رو هویت طلبی فرهنگهای اصیل ایرانی، در ذیل هویت طلبی اصیل ایرانی است آن هم در دوره ای که فرهنگ غرب، نه تنها از طریق کانالهای فرهنگی خود، بلکه از طریق ساختارها و تکنولوژی جدید و عملکردهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خودمان هم هویت اصیل ایرانی را دچار دگرگونی می کند و به تقویت فرهنگ مدرن دامن می زند.

فرهنگ مدرن به دنبال یکسانسازی فرهنگی در کل جهان است و می رود تا تمام فرهنگهای غیر خود را در خود هضم کند البته تقلاهای بومی گرایانه بسیاری از جوامع دیگر هم در برابر این هیمنه و هجمه فرهنگ غرب کار به جایی نبرده است و در بهترین حالت به مدرنیته بومی آن جوامع منجر گشته است. مثل مدرنیته ژاپنی، چینی، کره ای، هندی، آفریقایی و ... که همه آنها امروزه صورتهای متکثری از فرهنگ مدرن را تشکیل داده اند و در عین حفظ برخی ظواهر و نمادها و سمبلهای خود، مبانی و زیربنای فرهنگی خود را از دست داده و تسلم مدرنیته شده اند.

از این روست که انقلاب اسلامی ایران اهمیتی صد چندان پیدا میکند که متفکری چون فوکو که به دنبال شکستن هیمنه مدرنیته است، از منظر خود به ستایش انقلاب ایران می پردازد چرا که این انقلاب در سطح مبانی و ذات خود با فرهنگ مدرن مغایرت و تفاوت دارد و بر دوش فرهنگهای اصیل ایرانی شکل گرفته و قوام یافته است. بررسی تاریخ انقلاب نشان می دهد که اقوام و فرهنگهای مختلف کشور با شکلها و زبانها و روشهای متفاوت، و البته به شکلی هماهنگ و همسو، شعارهای اصلی انقلاب یعنی استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی را ندا داده اند و همین روند را در جریان دفاع مقدس هم به منصه ظهور گذاشته اند. لشگرها و گردانهای خراسان و آذربایجان و لرستان و مازندران و ... همگی در پشت یک خاکریز و به پیروی از یک رهبری دینی به دفاع از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی ایران پرداخته اند و در کلیت این دفاع تفاوتی با هم نداشته اند و به اختلافی هم برنخورده اند.

این موارد موید این ادعاست که انقلاب اسلامی ایران بر دوش فرهنگهای اصیل ایرانی شکل گرفته و قوام یافته و تابحال هم دوام یافته است فلذا حفظ و گسترش روشمند این فرهنگها، پویایی هویت ایرانی را در پی دارد و خودبخود به تقویت گفتمان انقلاب اسلامی منجر می گردد.

از این رو در جهانی که فرهنگ مدرن هیمنه و سیطره ای تام یافته است اگر به دنبال تداوم انقلاب اسلامی هستیم چاره ای جز احیای روشمند فرهنگهای متکثر ایرانی که در ذیل هویت واحد ایرانی به وحدت می رسند، نداریم.

متاسفانه آن چیزی که خصوصا از اوایل دولت سازندگی شروع شد و امروزه در اکثر دستگاههای فرهنگی کشور هم نهادینه شده است گسترش و بسط فرهنگ طبقه متوسط مدرن می باشد که فرهنگهای اصیل ایرانی را به فرهنگی کهنه، عقب مانده، درجه دو و ... تقلیل می دهد. راز برخوردهای غیراخلاقی امروز با زبانها و لهجه های غیرتهرانی ( اعم از فارسی غیر تهرانی، ترکی، کردی و ...) را هم باید در همین مساله جستجو کرد. چرا که همه دستگاههای فرهنگی کشور در خدمت گسترش فرهنگ طبقه متوسط مدرن تهران نشین در آمده اند و هر مجموعه دیگری از سبک زندگی، پوشش، آداب و رسوم، زبان، گویش و لهجه که با منویات این طبقه نسازد، اگر بکوشد که خود را از گوشه موزه های دنیای جدید به متن زندگی مردم بکشاند محکوم به تمسخر و تحقیر و تحدید است.

نکته مهمتر اینکه فرهنگ بازتولیدی این طبقه، در عین حال که نسبتی با هویت ایرانی ندارد و مقومی بر گفتمان انقلاب اسلامی نیست که هیچ، بلکه با هویت ایرانی و فرهنگ انقلاب اسلامی هم به تقابلی سخت می رسد.

از این رو، گذشته از لزوم عدالت فرهنگی و همچنین لزوم اجرای اصول 15و 19 قانون اساسی، جمهوری اسلامی اگر به دنبال تحقق آرمانهای فرهنگی انقلاب اسلامی است باید بر بازخوانی و احیای فرهنگهای متکثر ایرانی همتی والا بگمارد تا در این دنیای جدید از ریشه ها جدا نیفتد و بتواند مسیر انقلاب اسلامی را در لابلای سنگلاخهای فرهنگی غرب، پیدا کند و ره به منزل برساند.

ناگفته پیداست که اگر این کار توسط دلسوزان انقلاب و نظام انجام نشود طبعا مدیریت این میل قدرتمند هویت جویی اقوام ایرانی، به دست کسانی خواهد افتاد که لزوما به اهداف و مصالح کشور و نظام پایبند نیستند. تقویت رویکردهای پانیستی و تجزیه طلبانه خصوصا در طی سالهای اخیر و تمرکز جدی مراکز مطالعات قومیتی آمریکا بر تئوریزه کردن شکافهای قومیتی در ایران، نمونه ای از مورد فوق است. یعنی اینکه اگر از فرصت تکثر اقوام در ایران استفاده نشود تبدیل به تهدید خواهد شد.

تاکید رهبر انقلاب بر رسمیت بخشی به تکثر و تنوع فرهنگهای ایرانی و فرصت بودن این تنوع و متعاقبا طرح مسابقه و رقابت در بین اقوام در تحقق آرمانهای انقلاب، شاهدی بر لزوم اهتمام به بازخوانی و احیای فرهنگهای اصیل ایرانی است.(ر.ک سخنرانی مقام معظم رهبری در جمع مردم کردستان، اردیبهشت 1388)

مثلا ایشان می فرماید: « نظام اسلامى تنوع اقوام را در کشور بزرگ و سرفرازمان یک فرصت میداند. سنتهاى مختلف، آداب و عادات مختلف و استعدادهاى گوناگون و متنوع، یک فرصت است که اجزاء گوناگون این ملت بتوانند یکدیگر را تکمیل کنند» (همان)

برای برای مدیریت فرآیند هویت جویی اقوام ایرانی در ذیل هویت ایرانی و مقابله با رویکردهای پانیستی راهکارهایی چند به شرح ذیل پیشنهاد می گردد:

1-      تدوین سرفصلها و منابع درسی در مدارس برای آموزش زبان و ادبیات بومی از طریق تشکیل ستادهایی متشکل از فعالان فرهنگی مومن و معتقد به هویت اصیل ایرانی و گفتمان انقلاب اسلامی

2-      آموزش و تربیت مدرسین زبان و ادبیات فرهنگهای ایرانی از بین فعالان فرهنگی مومن و معتقد به هویت ایرانی و گفتمان انقلاب اسلامی

3-      تاسیس پژوهشکده های بازخوانی و تدوین و ارایه تاریخ، فرهنگ و مفاخر اقوام و فرهنگهای ایرانی و تبیین نقش اقوام ایرانی در تکوین هویت ایرانی

4-      تاسیس فرهنگستانهای زبانهای اقوام ایرانی( ترکی، کردی، عربی  ...) در کنار فرهنگستان ادب فارسی جهت انتقال مرجعیت زبانهای قومی از خارج کشور به داخل و احساس قدرت فرهنگی اقوام ایرانی در قبال همزبانان خود در سایر کشورها و همچنین صدور فرهنگی اقوام از داخل به خارج

5-      احیا و تقویت توان فرهنگی شهرها و استانها در مقابل پایتخت و سلب تمرکز فرهنگی از تهران و اراه اختیارات و امکانانت فرهنگی بیشتر بدانها

6-      بازسازی فرهنگی و اجتماعی کشور، خصوصا پایتخت و دستگاههای فرهنگی بر اساس ویژگیها و شاخصها و نمادهای فرهنگهای متکثر ایرانی

7-      بازخوانی و گزارش تفصیلی سابقه و فعالیتهای اقوام و فرهنگهای ایرانی در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و تداوم انقلاب در سالهای پس از جنگ

8-      جلوگیری از تقلیل فرهنگ و هویت ایرانی به تک فرهنگ فارسی و تاکید بر سهم همه فرهنگهای ایرانی در تکوین هویت ایرانی

9-      پرهیز از بازخوانی فرهنگهای ایرانی بر اساس نگرش و شاخصهای مدرن و یا به صورت سطحی و غیر روشمند

 طبیعی است که راهکارهای فوق خیلی کلی تدوین شده و برای تبدیل شدن به برنامه باید نگاهی جامع بدانها بگردد و تمامی ملاحظات و جوانب در نظر گرفته شود.